تبلیغات
موسیرز (هیئت ابوالفضلی (ع) تهران ) - مطالب امامان
123

مراسم جلسه هفتگی برگزار شد

مراسم جلسه هفتگی هیئت ابوالفضلی  علیه السلام درمکان هیئت برگزار شد.


این مراسم با سخنرانی کربلایی مهدی زنگویی  و مداحی ذاکر اهل بیت علیهم السلام کربلایی سید غلامرضا موسوی همراه بود.
در این مراسم  سخنران در مورد  لذات و الم های قوای انسان(عقل ، شهوت ،غضب و وهم ) و اینکه که کدام یک از این لذات اصیل است وکمال محسوب می شود سخنانی ایراد نمود . ودر نهایت نتیجه گیری شد که معرفت به خدا برای انسان کمال محسوب می شود .
همچنین به این نکته اشاره شد که برای انجام عبادات دو شرط را می بایست مهیا نمود 1: فراغت قلب 2 : فراغت وقت




موضوع: احادیث، امامان،
[ جمعه 1394/03/15 ] [ ساعت 15 و 03 دقیقه و 20 ثانیه ] [ مهدی زنگوئی مدیریت سایت ]

انتخاب اعضاء هیئت امناء 1393

بر اساس قوانین ومقررات هیئت مبنی بر انتخاب اعضای هیئت امناء برای مدت دو سال ، و همچنین اتمام دوره هیئت امناء قبل در

جلسه هفتگی مورخ 15/08/93 وبا حضور جمع کثیری از اعضای محترم هیئت ، انتخابات اعضای جدید هیئت امناء برگزار گردید

که از تعداد  69 برگ رای اخذ شده نتایج حاصله به شرح ذیل می باشد

 

هسئت ابوالفضلی تهران

 

آقای رضا صباغیان با مجموع 54 رای به عنوان مسئول هیئت امناء و آقایان حاج غلامعباس خفاجه و سید مجتبی موسوی

به ترتیب با اخذ 53و 41 رای به عنوان نفرات دوم وسوم برکزیده شدند

همچنین آقایان حسین صباغیان و محسن صباغیان نیز به عنوان نفرات چهارم وپنجم (اعضای علی البدل ) انتخاب گردیدند .

 

عکسهای اعضاء محترم هیئت در هنگام راًی گیری در ادامه مطلب لطفاً ملاحظه بفرمایید ....


ادامه مطلب


موضوع: ماه مــــحرم، امامان، دینی ومذهبی، نماز، قرآن،
[ شنبه 1393/08/17 ] [ ساعت 14 و 50 دقیقه و 44 ثانیه ] [ مهدی زنگوئی مدیریت سایت ]

اطلاعیه هیئت تهران

سومین مسابقه معنوی  آشنایی با نهج البلاغه برگزار می گردد

به گزارش روابط عمومی هیئت تهران : این مسابقه در سه سطح خطبه ها ، نامه ها ، وحکمت ها ونیز طراحی سوالات بر اساس کتاب نهج البلاغه ترجمه مرحوم دشتی می باشد

پاسخنامه هارا حداکثر تا تاریخ 93/05/02  به مکان هیئت تحویل داده و در همین تاریخ به نفرات برتر از سوی هیئت تهران  به قید قرعه جوایز ارزنده ای اهدا خواهد شد
جهت دانلود یا بر روی عکس زیر کلیک کرده یا به گزینه دانلود مراجعه کنید وسپس سوالات و پاسخنامه   را دریافت کنید

مسابقه نهج البلاغه

فایل  به صورت زیپ شده می باشد که شما عزیزان می توانید آن را دانلود کنید


دانلود
سوالات
پاسخنامه
ججم 546کیلوبایت





موضوع: اعمال ماه مبارك رمضان، امامان، دینی ومذهبی، قرآن،
[ چهارشنبه 1393/04/25 ] [ ساعت 15 و 48 دقیقه و 53 ثانیه ] [ مهدی زنگوئی مدیریت سایت ]

برای رفع چشم زخم چه کنیم؟

در روایات آمده که پیامبر(صلی الله علیه وآله) برای رفع چشم زخم برای امام حسن و امام حسین دعایی نوشته است و پیامبر می‌فرماید که حضرت ابراهیم برای حضرت اسماعیل نیز همین تعویذ برای دفع شر چشم را نوشته است. در نهج‌البلاغه آمده است که العین حق والرقی حق چشم زخم حق است و توسل به دعا برای دفع آن نیز حق است.

چشم زخم در قرآن
سحر چشم
سحر و جادو از توانمندی‌های ذاتی بشر است و انسان‌ها می‌توانند به اعتدال ذاتی و غیر اکتسابی به این توانایی به صورت فعلی دست یابند و یا با آموزش و پرورش، استعداد و توانمندی ذاتی خویش را در این زمینه آشکار سازند.

در داستانی که قرآن درباره مردم بابل گزارش می‌کند به مسأله وجود سحر و تعلیم آن به کمک دو فرشته الهی به نام هاروت و ماروت اشاره می‌نماید. در این داستان که در سوره بقره آمده به خوبی تبیین و تحلیل می‌گردد که سحر و جادو قابل تعلیم و آموزش است و کارکردهای بسیاری دارد و می‌تواند امری مثبت و سازنده و یا منفی و زیان‌بار باشد.

انسان این استعداد و توانمندی را به طور ذاتی دارا می‌باشد که از عناصر فرامادی استفاده کند و یا ابزارهای مادی را در امور فرامادی به کار گیرد در مورد اخیر مراد آن است که شخص می‌تواند از امور مادی چون چشم برای امری معنوی مانند محبت و دشمنی بهره ببرد.

در داستان سحر جادوگران مصری و مبارزه ایشان با حضرت موسی(علیه السلام) این نکته مورد تاکید قرار می‌گیرد که سحر می‌تواند در چشم و تصرف در آن باشد. از این رو نفوذ جادوی ساحران فرعونی در چشم بنی اسرائیل بوده که موجب وحشت ایشان می‌شود. به این معنا که شخص می‌تواند با اعمالی، در چشم شخص تصرف کند و تأثیرات آن را در جان و روحش ببیند. بنابراین با حرکت طناب‌ها و ریسمان‌ها در چشمان مردمان تصرف شده و در جان ایشان وحشت و ترس افکنده می‌شود. (اعراف آیه ۱۱۶)

کافران مکه نیز در برابر معجزات پیامبر(صلی الله علیه وآله) مدعی بودند که چشمانش در برابر مشاهده گشایش درهای آسمان مسحور شدند و در حقیقت پیامبر در چشمان ایشان تصرف کرده تا نتوانند حقیقت و واقعیت را از خیال جدا کنند. (حجر آیه ۱۴و ۱۵)

به هر حال شکی نیست که انسان از توانایی خاص و خارق‌العاده ای برخوردار است که موجبات تصرفات فرامادی و فرا طبیعی را فراهم می‌آورد.

 چشم زخم
یکی از اقسام سحر و جادو، تصرفات چشم است که اگر به گونه آسیب زا و زیان‌بار باشد از آن به چشم زخم یاد می‌شود. چشم زخم به معنای آسیبی است که چشم بد به کسی بزند. (فرهنگ فارسی ج۱ص۱۲۹۰)

برخی مفسران به برخی از آیات در قرآن به این منظور تمسک کرده‌اند که یکی از این موارد آیات ۵۱ و ۵۲ سوره قلم ( و ان یکاد)  است که نظرات مفسران را به خود جلب کرده است. خداوند در این دو آیه می‌فرماید: و آنان که کافر شدند چون قرآن را شنیدند چیزی نمانده بود که تو را چشم بزنند و می‌گفتند او واقعاً دیوانه‌ای است. حال آنکه [قرآن] جز تذکری برای جهانیان نیست.

از این آیه برخی معنای چشم زخم را برداشتند. اما عده‌ای دیگر آن را معنایی کنایی و شدت خشم تعبیر کرده‌اند. حتی برخی گفته‌اند که این آیه دلالت بر تضاد رفتاری کفار دارد، یعنی از طرفی با چشم‌های خود به اعجاز نگاه می‌کنند وقتی که قرآن برای آن‌ها خوانده می‌شود مجذوب می‌شوند و پشت سر پیامبر می‌گویند که پیامبر مجنون است.

قرآن در آیه ۶۷ سوره یوسف به امکان و حقانیت چشم زخم اشاره می‌کند. در این آیه حضرت یعقوب(علیه السلام) به فرزندان خویش فرمان می‌دهد که هنگام ورود به مصر از یک دروازه شهر وارد آن نشوند و از آن جایی که فرزندان ده‌گانه ایشان افرادی زیبا و تنومند و جوان بودند از ایشان می‌خواهد برای در امان ماندن از چشم زخم مردم مصر از دروازه‌های متعدد وارد شوند تا به چشم نیایند. (المیزان ج۱۱ ص۲۱۸) بنابراین می‌توان گفت که چشم زخم امری پذیرفته شده در بینش و نگرش قرآنی است.(مجمع‌البیان ج۵ و ۶ ص۳۸۰)

در حقیقت یعقوب(علیه السلام) از چشم زخم مصریان نسبت به فرزندانش دل نگران بود. هر چند که آن حضرت(علیه السلام) بر این نکته تأکید می‌ورزد که قدرت انسان‌های دارای چشم زخم به گونه‌ای است که او نمی‌تواند جلوی آن‌ها را بگیرد مگر آن که اراده الهی به این تعلق گیرد که چشم زخم مردم در ایشان اثر نگذارد.(یوسف/۶۷)

 مهم‌ترین آیه که درباره چشم زخم بدان اشاره می‌شود آیه ۵۱ سوره قلم است که درباره پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله) آمده است.

در این آیه آمده که کافران در تلاش بودند چشم زخمی به پیامبر(صلی الله علیه وآله) برسانند. آنان که از هر راهی تلاش می‌کردند تا آن حضرت را بکشند و یا دعوتش را به تعطیلی بکشانند از ساحران و جادوگران بهره گرفتند تا این کار را انجام دهند. از این رو خداوند می‌فرماید: و ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعواالذکر و یقولون انه لمجنون.

در این آیه دلیل آنان برای به کارگیری سحر و جادو و چشم زخم آن است که پیامبر را مجنون و جن زده می‌دانستند و این زمانی بود که ذکر یعنی قرآن را شنیده بودند و آن را شگفت انگیز می‌یافتند. گمان بردن به این که کلام آدمی نیست و می‌بایست کلام جنیان باشد و آنان هستند که وی را به بند کشیده و از زبان محمد(صلی الله علیه و آله) سخن می‌گویند. باعث شد تا با به کارگیری سحر و چشم زخم، تلاش کنند وی را بکشند و یا آسیبی به او وارد سازند تا جن تسخیرکننده نیز بمیرد و یا برود.

واژه زلق در لسان العرب به معنای لغزیدن است و زلق بابصار و لغزیدن به چشم یعنی این که تو را با چشمانشان آزار رسانند و تو را از مقامی که داری بلغزانند.(لسان العرب ج۶ص۷۰) این مقام همان مسئله ذکر حکیم و قرآن عظیمی بود که آنان را شگفت زده کرده بود و بهترین سخنوران و شاعران کافران در برابرش زانو به زمین زده بودند.

آیا قطعاً قرآن به مسئله چشم زخم اشاره کرده است؟
برای پاسخ به این سؤال  نمی‌توانیم جواب دقیقی بدهیم. برخی مفسران از برخی آیات اجمالاً به این نتیجه رسیده‌اند که به مسئله چشم زخم اشاره شده است.

غیر از قرآن ما منبع دیگری به عنوان روایات و احادیث هم داریم که برخی روایات مسئله چشم زخم را مورد اشاره قرار داده‌اند و بسیاری از دانشمندان امروزی هم معتقدند که برخی چشم‌ها از یک نیروی مغناطیسی خاصی برخوردارند که می‌تواند مثل اشعه لیزر عمل کند. این مسئله هم از نظر علم و هم نظر عقل قابل قبول است که نیروهای فوق‌العاده ای در برخی اعضای بدن هست که تأثیراتی اعمال می‌کند.
 
چشم زخم در روایات

از نگاه روایی نیز نه تنها منعی در این رابطه وجود ندارد، بلکه روایاتی وجود دارد که بر اساس آن می‌توان گفت مسئله چشم زخم تا حدی قابل قبول است، برای مثال واژه‌هایی مثل رقی به معنای تعویذ و نوشتن دعاهایی برای چشم زخم وجود دارد. واژه  حرز که هر معصومی برای خود حرز دارد.

در روایات آمده که پیامبر(صلی الله علیه وآله) برای رفع چشم زخم برای امام حسن و امام حسین دعایی نوشته است و پیامبر می‌فرماید که حضرت ابراهیم برای حضرت اسماعیل نیز همین تعویذ برای دفع شر چشم را نوشته است. در نهج‌البلاغه آمده است که العین حق والرقی حق چشم زخم حق است و توسل به دعا برای دفع آن نیز حق است.
 
دستوراتی برای رفع چشم زخم
ساده‌ترین دستور برای رفع چشم زخم خواندن سوره ناس و فلق است. در روایات آمده است که پیغمبر(صلی الله علیه وآله) این سوره‌ها را برای امام حسن و امام حسین به عنوان تعویذ قرائت می‌کرد.

از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمود است : اگر کسی از شما چیزی از برادرش او را متعجب ساخت سه بار  بگویید: ماشاء‌الله لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. در برخی روایات گفته می‌شود که تکبیر بگویید تا تأثیر چشم زخم از بین برود.

البته نباید از این امر غافل شد که زیاده‌گویی ها در این مسئله بسیار است. در بین توده مردم برخی از این مباحث با خرافات عجین و موجب شده برخی اصل آن را هم انکار کنند.

اسفند دود کردن و استفاده از مهره‌های آبی برای دور کردن چشم زخم مبنای روایی ندارد، موضوعاتی است که توسط مردم به بحث اضافه شده است. همان‌طور که در احادیث و روایات آمده اصل تأثیر دعا برای دفع چشم زخم قابل انکار نیست، اما باز کردن دکانی برای نوشتن دعا و ادعای دعانویسی به هیچ وجه قابل قبول نیست، میدان دادن به این افراد نیز گناه محسوب می‌شود.

از دیگر روش‌هایی که قرآن در همین آیه بدان اشاره می‌کند پرهیز از کسانی است که دارای این قدرت هستند و نیز استفاده از شیوه‌هایی است که زمینه‌های چشم زخم را فراهم نمی‌آورد. ظاهر نشدن در برابر شور چشمان یکی از این راه‌هاست.خواندن سوره معوذتین به ویژه سوره فلق یکی دیگر از شیوه‌های پیشگیری و درمان است.

برخی گفته‌اند که آیه من شر حاسد اذا حسد، شامل عائن یعنی کسی که با چشم آسیب می‌رساند نیز می‌شود؛ زیرا چشم زخم گاه از حسادت نفسانی برمی خیزد. به این معنا که شخص هرگاه در دیگری نعمتی یافت و یا فراوانی نعمتی را مشاهده کرد از روی حسادت می‌کوشد تا آن نعمت از او سلب شود و با شور چشمی می‌کوشد تا آن را از میان بردارد.

علامه طباطبایی در المیزان می‌نویسد: چشم زخم نوعی از حسد نفسانی است که هنگام مشاهده چیزی که در نظر شور چشم، زیاد و تعجب انگیز است محقق می‌شود(المیزان ج۲۰ ، ص۳۹۳)





موضوع: اعمال ماه مبارك رمضان، صدقه، امامان، دینی ومذهبی،
[ چهارشنبه 1393/04/11 ] [ ساعت 17 و 00 دقیقه و 49 ثانیه ] [ مهدی زنگوئی مدیریت سایت ]

میلاد فرخنده بانوی دوعالم حضرت فاطمه (س) مبارك

حضرت فاطمه

بین کسانی که فاطمه زهراء علیهاالسلام را می‌شناسند و دوست می‌ دارند، با آنان که چنین نیستند،‌ تفاوت بزرگی وجود دارد. این شناخت و محبت تأثیر زیادی بر عمیق ترین لایه‌های وجودی انسان بجا می‌گذارد و مانع از آن می‌شود که انسان به وادی برخی از اشکالات روانشناختی یا فکری حتی نزدیک هم نشود. در اینجا به یکی از تأثیراتی که ارتباط با صدیقه طاهره علیهاالسلام به طور خاص بر زنان می‌گذارد، توضیح می‌دهیم.

 

هویت جمعی یا هویت مستقل

قرنها در ذهن انسانها این پندار وجود داشت که زنان دارای هویت مستقل نیستند و به شکل جمعی کسی نمی‌توانست هویتی برای آنها در نظر بگیرد. در اینجا سخن از مقایسه میان دوران کنونی با دورانهای سابق نیست زیرا ظلمی که در دنیای فعلی به زنان می‌رود دامنه‌ای بسیار وسیع و ظاهری بسیار فریبنده دارد و از این لحا1 زنان در دنیای کنونی در موقعیت بهتری قرار ندارند.

سخن ما در هویت جمعی زنان است. آیا زنان به گونه‌ای جمعی و بدون انضمام به مردان دارای هویتی هستند؟ آیا جنس زن، از نظر انسانی یک جنس پذیرفته شده در کنار جنس مرد است؟

پاسخ به این سوال مثبت است و البته نه به صورت یک شعار و نه در اثر پذیرفتن جوّ کنونی دنیا. چه بسیارند افرادی که در مقام سخن از هویت زنان بسیار و بسیار می‌گویند اما با رفتارها یا تأییدهای خود نسبت به وضع کنونی جهان، عملاً آن را انکار می‌کنند. به گونه‌ای که می‌توان عمیقترین ظلمها به زنان را در عمل قوی‌ترین مدعیان حقوق زنان نیز مشاهده کرد. به عبارت دیگر، در بین زنانی که جوّ کنونی جهان را پذیرفته‌اند، حقارتهای عمیق زنانه هنوز هم وجود دارد؛ هرچند پوششهایی از انکار بر آن پوشانده‌ می‌شود.

 در اینجا نمی‌خواهیم راهی مشابه سخنرانان و مدعیان فمنیستی برویم؛ بلکه معتقدیم که بهترین پاسخ به سوال بالا آن است که یک زن را بیابیم و معرفی کنیم که با وجود خود، بدون هیچ سخن دیگر، آن را اثبات کند و این کار توسط فاطمه زهراء علیهاالسلام انجام شده است.

زنان فاطمی، فرصت خود را برای مشابهت با مردان ضایع نمی‌کنند؛ بلکه به دنبال کشف سرچشمه‌های زنانه در وجود خود هستند. اگر زنی به سرچشمه منابعی که در هویت زنانه به ودیعه نهاده شده دست یابد، از شدت غنا و ارزشی که در آن می‌بیند، نیازی به شباهت با رقابتهای مردانه در خود نمی‌بیند

مدافع عملی هویت زنانه

به عبارت دیگر، فاطمه زهراء علیهاالسلام با وجود خود و بدون نیاز به هیچ بحث و استدلال یا درست کردن جوّ اجتماعی، اثبات می‌کند که زن نیز جنسی انسانی است و در هویت انسانی، مستقل است. اگر فاطمه زهرا علیهاالسلام نبود، این سوال هنوز هم باقی بود و در لابلای جوّهای رسانه‌ای امروزه که ظاهری مدافع و باطنی مهاجم دارند، باز هم برای حق‌جویان محل تشویش فکری بود. اگر فاطمه زهراء علیهاالسلام نبود، زن تحت مالکیت فردی قرار می‌گرفت. به یمن وجود فاطمه زهراء علیهاالسلام و نزول آیه مباهله در شأن اوست که ‌ زنان هم دارای هویت جمعی و پذیرفته شده هستند.

مباهله

 

آیه مباهله و دفاع از هویت زنانه

ماجرای این آیه به لجبازی‌های مسیحیان در مقابل پیامبر صلی الله علیه و آله باز می‌گردد. آنان که در سرزمین نجران زندگی می‌کردند حاضر نبودند از تحریفهایی که در دین مسیحیت درباره حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه السلام پیدا شده دست بکشند و دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله را بپذیرند. پندها و استدلالهای پیامبر صلی الله علیه و آله در آنها اثری نگذاشته بود تا اینکه هر دو طرف حاضر به مباهله شدند؛ یعنی مکانی را تعیین کردند که در آن جمع شده به یکدیگر لعنت کنند تا هر که بر باطل است به اراده الهی نابود شود.

مسیحیان با جمع زیادی به سمت مکان مباهله حرکت کردند اما وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدند که فقط به همراه علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام به میدان آمده و بجای اینکه خدم و حشم را به رخ بکشد، عزیزترین کسانش را به محل اصابت لعنت آورده یقین کردند که حقیقت و ایمان در گوشت و پوست او آمیخته و دعوتش حق است و از شرکت در مراسم لعنت خودداری کردند.


ادامه مطلب


موضوع: احادیث، نشریه، امامان، دینی ومذهبی،
[ یکشنبه 1393/01/31 ] [ ساعت 10 و 22 دقیقه و 19 ثانیه ] [ مهدی زنگوئی مدیریت سایت ]