تبلیغات
موسیرز (هیئت ابوالفضلی (ع) تهران ) - مطالب قرآن
123

نکات مهم معجزه‌گر در مثبت اندیشی

اصل معجزه‌گر در مثبت اندیشی


در سراسر نهج‏البلاغه به ابعاد مثبت و سازنده رفتارها، صفات افراد، و افکار سازنده توجه شده است. حضرت علی علیه‏السلام نه تنها خود به این موارد توجه داشتند، بلکه دیگران را نیز هدایت می‏کردند تا این ابعاد را به طور اختیاری و آگاهانه مورد توجه قرار دهند.
دوستی
برای مثال، به زیبایی‏های جهان توجه داشته باشیم، صفات خداوند را که همه مثبت هستند فراموش نکنیم، کارهای نیک و مثبت دیگران را به خاطر داشته باشیم و از پیامدهای مثبت اعمال غفلت نکنیم. توجه به این ابعاد جهان ـ در واقع ـ نگاه واقع‏بینانه و در عین حال، مثبت‏نگرانه به مسائل است. انتظار مثبت نسبت به آینده، شامل سه حیطه می‏شود:

1. انتظار کمک از سوی خداوند:

یک مسلمان با توکلی که به خداوند دارد و اعتقادی که به نقش خداوند در بروز رویدادها دارد، قطعا در مورد آینده خوش‏بینی‏اش متکی به امید به خداوند است. خوش‏بینی یعنی امید به خداوند:

«حُسْنُ الظَّنِّ أَنْ تُخْلِصَ الْعَمَلَ وَ تَرْجُو مِنَ اللَّهِ أَنْ یَعْفُوَ عَنِ الزَّلَل»؛(نهج‏البلاغه، خ 185)

خوش‏بینی آن است که عمل را خالص نموده و در مورد بخشش از لغزش‏ها به خداوند امیدوار باشی.

در نهج‏البلاغه نیز انتظار مثبت نسبت به آینده در مورد افراد درستکار مطرح شده است:

«کذَلِک الْمَرْءُ الْمُسْلِمُ الْبَرِیءُ مِنَ الْخِیَانَةِ یَنْتَظِرُ مِنَ اللَّهِ إِحْدَی الْحُسْنَیَیْنِ إِمَّا دَاعِی اللَّهِ فَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ لَهُ وَ إِمَّا رِزْقَ اللَّه»؛  (همان، خ 1، 2 و 11)

فرد مسلمانی که از خیانت به دور است نسبت به آینده دو انتظار مثبت دارد: یا به ندای حق لبیک می‏گوید که آنچه نزد خداست بهترین است، یا روزی خود در این دنیا را از خداوند دریافت می‏نماید. بنابراین، فرد مسلمان خوش‏بین نسبت به آینده انتظار مثبت دارد.


ادامه مطلب


موضوع: قرآن، دینی ومذهبی، نماز،
[ یکشنبه 1392/02/1 ] [ ساعت 13 و 12 دقیقه و 06 ثانیه ] [ مهدی زنگوئی مدیریت سایت ]

چرا خداوند این همه خود را می‌ستاید؟


خدا
پاسخ :

لازم است به دو نكته اشاره شود تا افق مناسب برای پاسخ ایجاد گردد:

1. مفهوم ستایش: در تعریف «ستایش» گفته‌اند: ستایش آن است كه در برابر كار یا صفت نیك اختیاری باشد، یعنی هنگامی كه كسی آگاهانه و از روی اراده و اختیار، كار خوبی را انجام دهد و یا صفتی را برای خود برگزیند كه سرچشمه اعمال نیك اختیاری است، ما او را حمد و ستایش می‌خوانیم[1] و هیچ آفریده‌ای نیست مگر آنكه به احسان خدا نیكو و به زیبایی او زیباست و همه، فعل اختیاری اویند و هرچه آفریده با علم و اختیار خود آفریده است، در نتیجه هیچ مو‌جودی نیست مگر آن‌كه فعل اختیاری او می‌باشد، فعلی كه جمیل و حسن است، پس از آنجا كه خداوند، هم در اسم‌هایش و هم در افعالش زیبا و جمیل است، لذا سزاوار ستایش است،[2] و ستایش خداوند، خود نوعی كمال برای ستایش كننده است. البته به شرط اینكه «بنده» هم در عمل، هر نعمتی را در جای خودش صرف كند و با زبان نیز اعتراف كند كه همه نعمت‌ها از آن اوست. چنین حمد و ستایشی، مقوم انسانیت و باعث كمال اوست.

2. فرق ستایش خدا و دیگران: ستایش خدا، ابراز و اظهار كمال و جمال خود و معرفی وجود و حسن و زیبایی و لایتناهی خود می‌باشد؛ در واقع بیان حقیقت است، نه اینكه چیزی را بر خود بی‌افزاید: اما ستایش خدا توسط دیگران، بیان زیبایی و جمالی است كه توانسته بفهمد و درك كند، نه بیان تمام حقیقت. هر موجودی در حد خود، خدا را درك و ستایش می‌كند و لذا ستایش خدا توسط موجود خدا را همراه با تنزیه خداوند متعال، از محدودیت است.[3] حقیقت حمد و ستایش خداوند متعال به اندازه جهان بزرگ، توسعه دارد و هر چه بیشتر اسرار جهان فهمیده شود و خرد انسان پیش رود، بر ستایش خدا افزون‌تر می‌شود. تعبیر «ربّ العالمین» نشان می‌دهد كه لطف و تربیت او سراسر جهان و همه موجودات را فراگرفته است،[4] حال با توجّه به مطالب فوق، در علل ستایش خداوند از خویش، می‌توان گفت:

الف ـ توجه و آشنایی انسان با ستایش خدا:


ادامه مطلب


موضوع: دینی ومذهبی، امامان، قرآن،
[ سه شنبه 1391/12/8 ] [ ساعت 20 و 46 دقیقه و 25 ثانیه ] [ مهدی زنگوئی مدیریت سایت ]

توصیه های امیرالمومنین(علیه السلام) به نظم


تأثیر نظم و برنامه‏ریزی در زندگی تأثیر و اهمیت نظم در زندگی انسان، انکارناپذیر است. در اسلام نیز نکته‏های ارزشمندی در این‏باره وارد شده است.


امام علی

امام علی علیه‏السلام در آخرین لحظات زندگی خود، پیروانش را به دو عامل مهم و حیاتی که همانا رمز پیروزی و موفقیتند، سفارش کرده و فرموده است: «اوصیکُم بِتَقْوَی اللّه‏ وَ نَظمِ اَمْرِکُم؛ شما را به پرهیزکاری و نظم در کارها سفارش می‏کنم»

برای برقراری نظم در زندگی، باید به برنامه‏ریزی کارهای روزانه پرداخت و هر کاری را در وقت مناسب آن انجام داد. امام کاظم علیه‏السلام اوقات مسلمان را به چهار بخش تقسیم کرد: اول، راز و نیاز با خدا؛ دوم، کار و تلاش برای کسب روزی؛ سوم، ارتباط سازنده با دیگران؛ چهارم، تفریح سالم.

جوان برای رسیدن به موفقیت باید با یک برنامه‏ریزی دقیق و منطقی برای استفاده بهینه از فرصت‏ها، تمام کارهای روزانه خود را انجام دهد و از درهم ریختگی و بی‏نظمی در زندگی که عامل رکود است، به شدت دوری کند. برنامه‏های تعیین شده را با سرعت و دقت به انجام رساند و کارهای هر روز را به فردا نیفکند.

روایتی که درباره نظم برای شما می نویسم، روایتی است در نهج‏البلاغه که علی(علیه السلام) پس از ضربت خوردن به دست ابن‏ملجم «لعنة‏الله» به فرزندان خود حسن و حسین(علیه السلام) چنین توصیه کرد و چنین فرمود: اوصیکما و جمیع ولدی و اهلی و من بلغه کتابی بتقوی الله و نظم امرکم ؛ شما و همه فرزندان و کسانم و هر کسی را که نوشته‏ام به او میرسد، به تقوای خدا و نظم داشتن در کارتان سفارش می کنم.

نکته مهم این است که اولین جمله‏ای که در وصیت‏نامه خود به فرزندان خود در آن حالت خاص پس از توصیه به تقوا و دوری از گناه، توصیه به نظم در امور و کارها فرمود و این نشانه اهمیت نظم و نقش آن در سعادت و موفقیت انسان است.

نظم از اهمیت بالایی برخوردار است که حتی پیامبر(صلی الله علیه وآله) در عبادت دسته‏جمعی مردم را به آن این چنین توصیه و امر می کند و م یتوان گفت یکی از عوامل مهم و اساسی در موفقیت انسان، وجود نظم در انجام دادن کارهااست

در روایتی دیگر نعمان بن بشیر می گوید: رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) صفوف نماز ما را طوری منظم می کرد که گویی تیرها را -در تیردان - مرتب می کند تا آن که دید ما از او غافل شده‏ایم سپس روزی برای نماز بیرون آمد و خواست تکبیرة‏الاحرام بگوید که دید مردی سینه‏اش را جلو آورده است. فرمود: ای بندگان خدا، صفوف خود را منظم کنید وگرنه خداوند شما را از هم روگردان می کند (دچار اختلاف می شوید)

بنابراین نظم از اهمیت بالایی برخوردار است که حتی پیامبر(صلی الله علیه وآله) در عبادت دسته‏جمعی مردم را به آن این چنین توصیه و امر می کند و م یتوان گفت یکی از عوامل مهم و اساسی در موفقیت انسان، وجود نظم در انجام دادن کارهااست.

نکته مهم این است که اولین جمله‏ای که در وصیت‏نامه خود به فرزندان خود در آن حالت خاص پس از توصیه به تقوا و دوری از گناه، توصیه به نظم در امور و کارها فرمود و این نشانه اهمیت نظم و نقش آن در سعادت و موفقیت انسان است

نتیجه بی نظمی

بی نظمی مایه از دست رفتن فرصت‎های گرانبها و طلایی می‎شود و افراد در عمل ناکام می‎مانند و انسان بی نظم به دلیل سستی و تنبلی در بهره جستن از فرصت‎ها عمر خود را به بطالت از دست می‎دهد و بی نظمی موجب پشیمانی و حسرت خواهد شد و به همان اندازه که نظم مایه استحکام و انسجام و احتیاط در عمل می‎شود بی نظمی، مایه سستی و کوتاهی در عمل است و کسی که از سستی اطاعت می‎کند حقوق خود و افراد جامعه را ضایع و تباه می‎سازد.

هر چیزی را در زندگی باید پرورش داد و نظم هم یکی از نیازهای افراد و جامعه است که همگان باید در رشد و پرورش آن تلاش کنند. امیر المومنین(علیه السلام) در این باره توصیه می‎فرماید: کار نیک اگر پرورش داده نشود کهنه گردد، همانند جامه کهنه و خانه متروک.

بخش نهج البلاغه تبیان





موضوع: امامان، دینی ومذهبی، قرآن،
[ یکشنبه 1391/10/10 ] [ ساعت 18 و 42 دقیقه و 49 ثانیه ] [ مهدی زنگوئی مدیریت سایت ]

قرآن در مورد 2012 و پایان دنیا چه می‌گوید؟


 «و می گویند: اگر راست می گویید، این وعده کی خواهد بود؟» بگو! «علم [آن] فقط پیش خداست و من صرفا هشدار دهنده ای  آشکارم.» و آن گاه که آن[لحظه موعود] را نزدیک بینید، چهره های کسانی که کافر شده اند در هم رود، و گفته شود؛ «این است، همان چیزی که آن را فرا می خواندید!»

دنیا
یکی از موضوعاتی که از دیرباز ذهن آدمیان را درگیر خود کرده و علی رغم تلاش های نوع بشر در طول قرون و اعصار هنوز در هاله ی از ابهام است بحث از آینده جهان و به عبارتی عام این است که: آخر دنیا چه می شود ؟ این سؤال همانند پرسش از پیشینه جهان است که آن هم دقیقا روشن نشده و در حد فرضیاتی از دانشمندان تجربی مانده است .

ما ز آغاز وز انجام جهان بی خبریم        اوّل و آخر این كهنه كتاب افتاده است

بسیاری از دانشمندان با توجه به شرایط کنونی زمین و بحرانهای موجود بسیار نگران حیات بشر بوده و به مطالعه بر روی حقایقی می پردازند که می تواند روزی منجر به اتمام حیات بر روی سیاره آبی شود.  

بر اساس شواهد علمی موجود و مدارک تاریخی قدیمی نظریه هایی که به احتمال نابودی جهان تا سال 2012 پرداخته است مورد بررسی قرار گرفته است.

اینکه شواهد و قراین نشان دهنده این است که جهان ما رو به نابودی می رود که شکی در آن نیست، و در همه ادیان الهی یا غیر الهی مباحثی در این زمینه مطرح شده است در قرآن کریم به این موضوع به طور مشروح پرداخته شده است و آن زمان را هولناک و عظیم شمرده است و از در هم پیچیدن آسمان و زمین و متلاشی شدن کوهها و دریاها صحبت کرده است .

در نزدیكی ظهور علائمی غیر عادی در آسمان مشاهده می شوند از جمله : ظهور ستاره سرخ رنگ كه نشانه ای برای آغاز جنگ و خونریزیهای بسیار است ، ایستایی خورشید در آسمان از زوال تا غروب ، طلوع خورشید از مغرب آن ، ظهور دنباله داری كه مدار آن بطور متناوب تكرار می شود و در دوره های مختلف حیات بر روزی زمین دیده شده و موجب تغییرات شدید جوی و آب و هوایی در زمین می شود



ادامــــــــــــــــه دارد......



ادامه مطلب


موضوع: دینی ومذهبی، نماز، قرآن،
[ چهارشنبه 1391/09/29 ] [ ساعت 20 و 28 دقیقه و 39 ثانیه ] [ مهدی زنگوئی مدیریت سایت ]

چرا خدا دعای ما را مستجاب نمی‌کند و اگر مصلحت نیست، چرا به مصلحت نمی‌کند؟

دعا

خداوند کریم امر به دعا و ضمانت به استجاب نمود، پس دعا را مستجاب می‌نماید، ولی استجابت دعا این نیست که فرمانبردار دستورات دعا کننده باشد و یا حتماً همان چیزی که او خواست را در همان زمانی که او خواست بدهد.

بدیهی است که اگر دعای بندگانش را مستجاب نمی‌نمود، یا همه هلاک شده بودند و یا حتی مۆمنین و دعا کنندگان نیز در شرایط خیلی خیلی ناخوشایندی به سر می‌بردند، چرا که از نظر لطف الهی محروم شده بودند. لذا به پیامبرش(صلی الله علیه و آله ) فرمود :به بندگانم بگو اگر دعا شما نبود که به شما نظر نمی کردم، و بدیهی است هر کس تکذیب کند، خودش لوازم عذاب خود را فراهم کرده است:

« قُلْ مَا یَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاۆُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ یَكُونُ لِزَامًا» (الفرقان، 77)

ترجمه: بگو اگر دعاى شما نباشد پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى‏كند در حقیقت‏شما به تكذیب پرداخته‏اید و به زودى [عذاب بر شما] لازم خواهد شد.

خداوند کریم دعا را مستجاب می‌نماید، اما دنیا را دار جبر نیافریده که اگر هیچ شرطی نیز برای تحقق امری فراهم نبود و یا به قولی مصلحت نبود نیز به زور و یا به صورت معجزه‌ای آن را به مصلحت نماید. قضا و قدر، علت و معلول، تأثیر و تأثر، حرکت و محرک و ...، همه لوازم وقوع یک اتفاق است و چنین نیست که اگر خواست یک نفر مغایر با تمامی شرایط بود، خدا [با توجه به ارتباط همه اجزای مادی و غیر مادی عالم هستی با یک دیگر]، تمام نظم عالم را بر هم زند تا غیر مصلحتی را مصلحت نماید. انتظار چنین درخواست غیر حکیمانه و عادلانه‌ای از خداوند حکیم و عادل، همان دعای غیر قابل استجابت است.

در عین حال دقت فرمایید که دعا و استجابت دعا تعاریف، شرایط و چارچوب‌هایی دارد و استجابت یا عدم استجابت دعا، علل و حکمت‌های متعددی دارد که به اختصار می‌گویند لابد مصحلت نیست. که به عنوان مثال نکات ذیل برای روشن‌تر شدن موضوع ایفاد می‌گردد:


ادامــــــــــــــــه دارد...


ادامه مطلب


موضوع: احادیث، امامان، نماز، قرآن،
[ شنبه 1391/09/25 ] [ ساعت 14 و 06 دقیقه و 56 ثانیه ] [ مهدی زنگوئی مدیریت سایت ]