تبلیغات
موسیرز (هیئت ابوالفضلی (ع) تهران ) - مادر
123

مادر

 

 مــادر

 

سلام


نامه ای را که بر روی گلبرگ هایی از دلتنگی نوشتم در سکوتی زیبا آب برد...
من خدا را نقاشی کردم

 مادر..

هیئت تهران

.خدا به شکل بوسه های تو بر پیشانی من بود...
مادر، من از آن آخرین بدرقه ات تا پشت دیوار بیکسی نوشتم و بغض کردم...
مادر..در اینسوی بیخوابی...من هر شب پر نورترین ستاره را تو میبینم...
مادر ..شنیده ام کوله بار دوران کودکی مرا سنگ صبور خویش کرده ای

 مادر...من هم در آن آیینه که دادی یادگاری..در آن هر شب تصویری از تبسم تورا میبینم...
مادر..ای زیباترین احساس...قشنگترین بنفشه...ستاره ام را چندیست گم کرده ام



[ یکشنبه 1393/01/31 ] [ ساعت 11 و 50 دقیقه و 37 ثانیه ] [ مهدی زنگوئی مدیریت سایت ]